شنبه ۲۲ فروردین۱۳۹۴

حسین منزوی / آه از این میوه ی تلخی که به بار آوردیم

پر گشودیم و به دیوار قفس ها خوردیم

وه که در حسرت یک بال پریدن مردیم

 

فدیه واری است به زیر قدم گل، باری

نیمه جانی که ز چنگال خزان در بردیم

 

مشت حسرت به نوازش نرسیده خشکید

ناتمامیم که در غنچه ی خود پژمردیم

 

سهم خاکیم لبی از نم مان تر نشده

خود گرفتم می صافیم و گرفتم دُردیم

 

تا چه آریم به کف وقت درو؟ ما که به خاک

جز تنی خسته و قلبی نگران نسپردیم

 

خم نکردیم سر سرو به فرمان ستم

گر چه با تیشه ی توفان ز کمر تا خوردیم

 

زهرخندی که نچید از لب مان دوزخ نیز

آه از این میوه ی تلخی که به بار آوردیم

 

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 22:42 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲۲ فروردین۱۳۹۴

رباعیات زیبای ایرج زبردست

در خواب چراغ تا سحر دستم بود

در خواب كليد هر چه در دستم بود

زيباتر از اين خواب نديدم خوابي

بيدار شدم دست تو در دستم بود

 

******

 

اي صبح نه آبي نه سپيديم هنوز

در شهر اميد نا اميديم هنوز

ديدي كه چه كرد ، دست شب با من و تو؟

در باز و به دنبال كليديم هنوز

 

 ******

 

اينجاست كه انتها از آغاز شب است

  با بهت دقيقه ها همآواز شب است

اين واقعه را چگونه تعبير كنم

  خورشيد در آسمان ولي باز شب است

 

******

 

روح سحري ، ناز دميدن داري

مثل غزلي تازه ، شنيدن داري

اي قصه ي روزهاي من بودم و تو

آنقدر نديدمت كه ديدن داري

 

******

 

آهم كه هزار شعله در بر دارد

صد سلسله كوه را ز جا بر دارد

من رعدم و مي ترسم اگر آه كشم

سرتاسر آسمان ترك بر دارد

 

******

 

 تا بال و پرعمر به رنگ هوس است

از اوج سرازير شدن يك نفس است

آن لحظه كه بال زندگي مي شكند

در چشم پرنده آسمان هم قفس است

 

******

 

 

ما وقت نگاه را دمي دانستيم

از دانش چشم ها كمي دانستيم

كژتابي دست ها و بي مهري سنگ

ما آينه بوديم و نمي دانستيم

 

 

 ******

 

شد كوچه به كوچه جستجو عاشق او

شد با شب و گريه روبرو عاشق او

پايان حكايتم شنيدن دارد

من عاشق او بودم و او عاشق او..

 

 ******

 

با جمله رندان جهان هم كيشم

خيام ترانه هاي پر تشويشم

انگار شراب از آسمان مي بارد

وقتي كه به چشمان تو مي انديشم

ایرج زبردست

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 22:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴

رباعی جلیل صفربیگی


من نام کسی نخوانده ام الا تو
با هیچ کسی نمانده ام الا تو
عید آمد و من خانه تکانی کردم
از دل همه را تکانده ام الا تو

 

دل بی تو درون سینه ام می گندد
غم از همه سو راه مرا می بندد
امسال بهار بی تو یعنی پاییز
تقویم به گور پدرش می خندد

 

امسالم و پیرارم و پارم رد شد
از شهر جوانی ام قطارم رد شد
مانند زنی سبزه بهار عمرم
زنبیل به دست از کنارم رد شد

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 1:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴

به زودی ترجمه این ملمع سعدی که قبلا با کمک استاد عربی آقای تقوایی انجام شده است را به نمایش می گذارم

سَل المَصانِعَ رَکباً تَهـیـمُ فی الفَلواتِ (1)
تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی

شبم به روی تو روزست و دیده‌ ام به تو روشن
وَ اِن هَجَرتَ سَواءً عَشـیّــتی و غـداتی (2)

اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم
مَضی الزمانُ وَ قلبی یَقول أنکَ آتٍ (3)

من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم
اگر گلی به حقیقت عجین آب حیاتی

شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
وَ قد تُفَـتّــَشُ عَینُ الحیوةِ فی الظلماتِ (4)

فــَکــَم تُمرِّرُ عَیشی وَ أنتَ حامِلُ شَهد ٍ (5)
جواب تلخ بدیعست از آن دهان نباتی

نه پنج روزه عمرست عشق روی تو ما را
وَجَدتَ رائحةَ الوُدِّ إن شَمَمتَ رُفاتی (6)

وَصَفتُ کلَّ ملیح ٍ کما یُحِبّ و یَرضی (7)
محامد تو چه گویم که ماورای صفاتی

اخافُ منکَ وَ ارجُوا و استغیثُ و ادنو (8)
که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی

زچشم دوست فتادم به کامه دل دشمن
احِـبّـتی هَجَرونی کما تَشاء عَداتی (9)

فراقنامه سعدی عجب که در تو نگیرد
و ان شَکـَوتُ الی الطیر ِنُحنَ فِی الوکرات (10)
نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 0:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۱۲ فروردین۱۳۹۴

سلام دوستان.

بنده عنوان وبلاگم رو تغییر دادم، قراره مطالب بهتری رو در اختیار دوستان ادبیات پارسی و به خصوص مازندرانی ها بذارم. امیدوارم خطاهای ما را به دیده ی اغماض بنگرید.

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 19:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه ۱۱ فروردین۱۳۹۴

بازیهای محلی استان مازندران

چلیک مارکا :
بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

رزین کا:
رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند.

آغوزکا یا گردو بازی:

بازیکنان گردو ها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

و بازیهای دیگر:

بازی‌های خشن عروسی اودنگه تیر : این بازی در شب‌های حنابندان،عروسی و شب‌نشینی‌های ساكنان مناطق قشلاقی و كوه‌پایه اجرا می‌شود. در این بازی یك نفر روی زمین به پشت دراز می‌كشد و پاهایش را می‌چسباند. یك نفر دیگر (فرد قوی‌تر) در قسمت پایین بدن او روی مچ پاهایش می‌نشیند . دو دستش را به زیر پاهای او (قسمت بالای مچ‌ها به سمت زانو) برده، وی را كه شق و راست خوابیده است همانطور راست و مستقیم بالا می‌آورد و روی دوپاهایش می‌ایستاند. این بازی یك بازی ورزشی است كه شركت‌كندگان در آن باید از بدنی ورزیده برخوردار باشند. بُوردُ ، بُوردُ (رفت ، رفت) : از دیگر بازی‌هایی است كه در مجالس مهمانی و عروسی‌ها اجرا می‌شود. در این بازی دور هم می‌نشینند و یكی از بازیكنان در وسط دایره قرار می‌گیرد. بازیكنان اطراف دایره، دُرنه (شالی كه درهم تابیده شده، طول آن كم‌تر از یك متر است) را از زیر زانوهای خود عبور می‌دهند به طوری كه مشخص نشود دُرنه نزد كیست. نفر وسط باید حدس بزند دُرنه نزد چه كسیست. اگر حدس او درست باشد، بازیكنی كه در وسط قرار دارد جای كسی كه دُرنه را لو داده است، می‌گیرد و او به وسط می‌رود. گاه فردی كه در وسط است توسط بازیكنی كه دُرنه را در اختیار دارد ضربه می‌خورد و بازیكن بلافاصله درنه را پنهان می‌كند. برای افزودن به شور و هیجان در تمام طول بازی بازیكنان سروصدا می كنند و با صدای بلند می‌گویند: بورده بورده!

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 11:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۲۲ آذر۱۳۹۳

آداب و رسوم مازندرانی

برف چال نوعي مخزن برف سر پوشيده است كه عمق آن از سطح زمين حدود 7 متر و دهانه آن حدود 4 متر مي باشد ديواره اين مخزن از سنگ چيده گرديده و سقف آن با چوب و گل پوشيده شده و در سالهاي اخير روي آن را بتن داده اند و براي برداشت برف در قسمت پائين دست چاه تونلي حفر شده كه ضمن برداشت برف مي توان به كف چاه دسترسي پيدا كرد .منشاء سنت برف چال را بايد يك رويكرد زيست محيطي و معيشتي دانست منبع اصلي اين عملكرد در ارتباط با شرايطي است كه دامداران اين گروه در روستاي اسك در مرتع اسك وش به دنبال كندن چاله اي براي ذخيره كردن برف براي استفاده در تابستان بودند اما رويكرد منسكي و رسمي آن را بايد به باني اين رسم يعني سيد حسن ولي نسبت داد .

اگر چه رسم برف چال با يك رويكرد معيشتي اقتصادي شروع مي شود ء اما پيوند آن به يك رسم را بايد از دير باز به انديشه ها و باورهاي مذهبي به معني وسيع آن آميخته دانست به خاطر همين هر بار توانسته با شرايط هر عصري همخواني يابد به خصوص كه امروزه علاوه بر كاركرد اقتصادي و مذهبي با كاركرد هاي اجتماعي و هويتي همراه شده است .از گذشته مراسم برف چال هر ساله در يكي ازروزهاي نيمه اول با نيمه دوم ارديبهشت برگزار مي شد و روز جمعه به خاطر مناسب بودن آن به لحاظ مذهبي وشغلي اجرامي شد.

 

نوروز خواني : 

نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 11:13 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۹ آذر۱۳۹۲

آپدیت نود 32

https://nikupdate.com/co/?user=hamed8007

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 18:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۲۶ خرداد۱۳۹۲

سعید جلیلی به حسن روحانی تبریک گفت

سعید جلیلی به حجت‌الاسلام حسن روحانی به عنوان رییس جمهور منتخب یازدهم تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری فارس، سعید جلیلی نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با صدور پیامی به حسن روحانی به عنوان رییس‌جمهور منتخب تبریک گفت.

متن پیام جلیلی به شرح زیر است:

جمهوری اسلامی ایران این میراث بزرگ امام راحل بار دیگر در 24 خرداد 1392 جمهوریت خود را بر مبنای گفتمان اسلام ناب به رخ جهان کشیده و نمایشی پرشکوه از انتخابات ازاد را بر مبنای الگوی مردم سالاری دینی نشان داد.

با سپاس بیکران به درگاه الهی و با قدردانی از ملت بزرگ ایران که با حماسه‌ای دیگر پشتوانه‌ای سترگ را برای اقتدار، سربلندی و پیشرفت نظام خلق کرد و با تشکر و تبریک به رهبر فرزانه انقلاب به خاطر تمهید این حماسه بزرگ، برای رئیس‌جمهور منتخب مردم برادر گرامی جناب حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی در جهت دفاع از آرمان‌ها و حقوق ملت ایران و اعتلاء و سرافرازی نظام مقدس جمهوری اسلامی آرزوی موفقیت می‌کنم و به ایشان برای کسب اعتماد ملت ایران صمیمانه تبریک عرض می‌کنم.

با تشکر خاضعانه از ابراز لطف همه عزیزان که اهداف و برنامه‌های مرا به اهداف و آرمان‌های انقلاب نزدیک‌تر دانسته و به آن رأی دادند، تقاضا دارم با حفظ حضور هوشمندانه در صحنه انقلاب، رئیس‌جمهور منتخب را در پیشبرد گفتمان انقلاب اسلامی و اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی و خدمت‌رسانی به مردم یاری نمایند.

نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 9:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۲۶ خرداد۱۳۹۲

محسن رضایی به ما آموخت!



چند ساعتی بیشتر از اعلام پیروزی حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی به عنوان منتخب ملت ایران برای تصدی منصب ریاست جمهوری نمی گذرد. همه دعاهایمان را بدرقه راهش می کنیم باشد که به مدد دعای خیر این مردم بتواند راهی که در آغازش قرار دارد را خوش سرانجام به پایان برساند. زندگی و آرامش را به مردم هدیه دهد که مردم مدت هاست دل شان برای آرامش و زندگی کردن تنگ شده است.

اما بعد...یاد کردن از مردی که بسیار به من و بسیاری از مردم آموخت. محسن رضایی...او رای میلیون ها نفر از مردم ایران را نه به سبب پول و مکنت، نه به سبب حمایت سیاسیون و صاحب منصبان و نمایندگان مجلس و نه به سبب حمایت رسانه های دیداری و شنیداری عمومی همچون صدا و سیما و خبرگزاری ها و نشریات و...، بلکه به سبب ارتباط چهره به چهره با مردم، دیدن دردها و مشکلات آنان و تلاش برای ارائه برنامه ای برای حل آنان به دست آورد!او درد مردم را با گوشت و خون حس کردتا متهم شود سیاه نمایی کرده است. اما تا سیاهی دیده نشود و باور نشود کی تلاشی برای زدودن آن آغاز خواهدشد؟ 

او در مناظرات امسال هم متین و اخلاق مدار بود و هیچگاه از کوره در نرفت جز آنجا که با خون دل با مشت بر میز کوبید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید تقی(حامد) حسینی در 9:19 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر