پنجشنبه ۲۳ خرداد۱۳۹۲

تبعیضی آشکار از سوی مسئولین درورزش بابل


سایت شمال ورزشی نوشت:

در حالیکه پیروزی بسیار دلچسب و شیرین کشتی گیران فرنگی و آزاد کشورمان در مسابقات جام جهانی کشتی دل همه مردم و بالاخص علاقمندان به این رشته پرطرفدار در استان مازندران را شاد کرده برخوردهای سلیقه ای مسئولین در شهرستان بابل و در مواجهه با ورزشکاران شرکت کننده این شهر در مسابقات یاد شده باعث تکدر خاطر ورزشکاران و مردم این شهر شده است.
به گزارش سایت شمال ورزشی رشته کشتی در شهرستان بابل طرفداران و قهرمانان و مربیان پرشماری داشته که بسیاری از این کشتی گیران در رده های مختلف سنی دارای عناوین متعدد در عرصه های قهرمانی،جهانی،آسیایی و مسابقات بین المللی هستند .در مسابقات اخیر جام جهانی نیز دو پهلوان پر آوازه این شهرستان به نام بشیر باباجان زاده در 120 کیلو کشتی فرنگی و محمد یوسفی در 66 کیلو آزاد حضور داشته که کشتی های زیبایی را به نمایش گذاشته و توانستند نتایج در خور توجهی را برای تیم کشتی ایران به ارمغان بیاورند.اما آنچه سبب نگاشتن این یادداشت را فراهم آورده تفاوت و تبعیض آشکاری بوده که شهروندان شهرستان بابل در طول چند روز گذشته در این شهر شاهد آن بوده اند.
البته این را قبل از ورود به موضوع عنوان نموده که اعتقاد ما بر این است مسئولین


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 10:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۹ اسفند۱۳۹۱

ساکتم !!!!!نه اینکه دردی نیست...............حنجره ای نمانده برای فریاد....!!!!!!!!
نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 13:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۰

نام شناسی

نام این شهر در روزگاران کهن مامطیر بوده است . ابن فقیه، ابوالفداء ، مقدسی و نویسنده کتاب حدودالعالم از این شهر به نامهای ممطیر و مامطیر یاد کرده اند . ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، درباره نامگذاری این شهر به مامطیر مینویسد :

آن موضع که مامطیر است به چشم امام حسن بن علی دلگشای و نزه آمد، آبگیرها و مرغان و شکوفه‌ها و ارتفاع بقعه و نزدیک به ساحل دریا دید، گفت : بقعة طیبة و ماء طیرٌ . . .

اما اولیاالله آملی در تاریخ خود این نظریه را رد می‌کند زیرا در روایات و آثار اسلامی شیعه در این باره خبری گفته نشده . اردشیر برزگر در کتاب 'تاریخ تبرستان پیش از اسلام' درباره مامطیر گفته که این نام، معرب نام مه‌میترا است و این شهر باستانی جای میترای بزرگ و به بیان دیگر، آتشکده میترا بوده است .

تا میانه سده هشتم هجری، این شهر را به نام مامطیر میخواندند تا آن که کیاییان جلالی آخرین شاه باوندیان - حسن - را شکست دادند و در همان سال سادات مرعشی به سرپرستی میربزرگ از آمل قیام کردند و کیاییان جلالی را شکست دادند و مامطیر را گشودند . سید قوام‌الدین مرعشی وارد مامطیر شد و رفت و آمد دراویش مرعشی باعث رواج کسب و کار در مامطیر شد و نام شهر به بارفروش ده تغییر یافت .
مرعشیان تا سال 1006 هجری قمری در مازندران حکومت کردند . در این سال شاه عباس آنان را برکنار ساخت و این منطقه را تابع حکومت مرکزی کرد . در این دوران به نظر برخی تاریخ نویسان رفته رفته نام شهر به بارفروش تغییر یافت و پسوند ده از نامش حذف شد . البته برخی معتقدند که این تغییر نام در اواخر زندیه و اوایل قاجار اتفاق افتاد .

این شهر ظاهراً در اواخر دوران قاجار باول نامیده میشد که این نام از رودخانه باول رود که امروزه بابل رود خوانده می‌شود گرفته شده . سرانجام در سال 1306 به بابل تغییر نام داد . بابل را با عنوان «شهر بهار نارنج» نیز می شناسند

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 13:14 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۵ بهمن۱۳۸۹

ولنتاین و سپندارمذگان

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.

گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ واژه­ «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند
نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 16:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۵ بهمن۱۳۸۹

ولنتاين چه روزيه؟

كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند.

* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.
* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.

* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند.
در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.
در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد.
اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند.
نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 16:47 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۸ دی۱۳۸۹

دوری

آهی که از عمق وجودم زبونه میکشه از وجود فراق یاره

خدا میدونه این دردم کی آروم میشه

 شاید با مرگم تموم بشه

                                                    از حامد

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 21:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۸ دی۱۳۸۹

معشوق

نگاهت را به زمین دوخته بودی و نمیدیدی که نگاهم به ابروانت افتاده-دلت آروم بودو نمیشنیدی که قلبم به تپش افتاده-حال تو میدانی و من میدانم که این دو دل بدجور به هم آمیخته

                                                                                                  از حامد

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 21:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۸ دی۱۳۸۹

خواب

دوش لبم با لبت آشنا شد

همچون عسل شیرین و دلربا بود

تمام روح و جسمم غرق در وجود زیبایت شد

ولی افسوس که آن رویایی در خواب بود

                                                           از  حامد

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 21:19 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۱ اردیبهشت۱۳۸۹

شب تا به سحر، بر لب لعلت، لب من بود

شب تا به سحر، بر لب لعلت، لب من بود

 بر گوش تو، نجواگر صد گونه سخن بود

مرغان گنه از بر ما پر زده، رفتند

 عریانی اندام تو، چون یاس چمن بود

از خفتن تو، تنگ در این سینه ی سوزان

 روحم شده در گردش صحرا و دمن بود

تا صبح تنت بوسه زدم، از هوس و عشق

 پر شور ز بزم من و تو، زاغ و زغن بود

اندام تو لغزنده، در آغوش چنین بود

 گویی همه ابریشم و دیبای یمن بود

سیروس ز اغیار تو را دوش نهان داشت

شب تا به سحر، بر لب لعلت، لب من بود

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 11:14 |  لینک ثابت   • 

شنبه ۱۱ اردیبهشت۱۳۸۹

همه ذرات جان پيوسته با دوست / همه انديشه ام، انديشه اوست

نمي بينم به غير از دوست اينجا  / خدايا  اين  منم  يا دوست اينجا

نوشته شده توسط سید حامد حسینی در 11:2 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر